صحنه هایی در راهروهای دادگاه ها و بازداشتگاه ها با مرحوم محمد یحیی اولد ابرید اللیل

[ad_1]

دولت نظامی – با جنبه های کاملاً نظامی و دوگانه خود بین ارتش و غیرنظامیان – آزمایش های سیاسی زیادی را پشت سر گذاشته است که بیشتر طیف های سیاسی موریتانی را تحت تأثیر قرار داده است ، اما هیچ رهبر و رهبری که این جریان را رهبری کند در معرض آنچه محمد یاهاده اولد ابرید اللیل و یارانش با ایدئولوژی بعث ارتباط داشتند یا در ارتباط بودند. به خصوص اگر ما از 10 ژوئیه 1978 تا سرنگونی رژیم رئیس جمهور ماائو اولد سید احمد قدیمی تایا ، از یک طرف ، روش های بازجویی ، تعداد دادگاه ها و پیگرد قانونی آنها را در نظر بگیریم.

من به جزئیات اتهامی که بیش از یک بار علیه متوفی و ​​همراهان وی وارد شده است نمی پردازم ، زیرا همه می دانند که چگونه برای آزمایش وجدان آماده شوند ، که خلاصه می شود به شرح زیر است: (1) مدارکی که از طریق شکنجه و زورگویی مطابق با هوی و هوس یا دستوراتی که توسط یک ستمگر صادر شده است – لزوماً روشن نیست – و به قاضی تحویل داده می شود که او کوچکترین درجه استقلال در قضاوت خود را ندارد و به دنبال انجام آن نیست (2) سپس جلسات دادگاه اغلب در یک محافظت دقیق برگزار می شود پادگان یا دادگاهی به پادگان تبدیل شد ، مشروط بر اینكه (3) با حضور وكلا در شرایطی كه به آنها حسادت نمی كنند: در صورت غیبت ، آنها افكار عمومی ملی را از دست می دهند و خانواده های متهم این فرصت را دارند كه شرایط سهمی از همدردی را ارائه دهید ، اخبار مربوط به خانواده را به آنها ارائه دهید و آنچه را که در راهروهای دادگاه ها و پادگان های ارتش در مورد دستکاری شده اتفاق افتاده است ، بیاموزید قانون و بی عدالتی و بی عدالتی برای ارائه فرصتی برای شهادت دادن علیه آن در سطح محلی و بین المللی و اگر آنها وزیر را در هنگام پیشنهاد این دادگاه های دروغین با هم تقسیم می كنند ، نام آنها را به عنوان یك محافظ برای متهم برای ایجاد بی عدالتی و عمل نادرست بیان كنند. در برابر سازمانهای حمایتی برای حمایت از حقوق بشر و حق هر شخص در یک دادرسی عادلانه.

در هر صورت ، متوفی هرگز به اختلاس در بودجه عمومی یا فساد مالی متهم نشده است و از وی در مقابل این سکوها به عنوان حمله به افراد ضعیف یا حتی قوی نام برده نشده است و هیچ دادستانی مجاز به متهم کردن وی به اقدامات غیر صادقانه نیست.

متوفی با لباس اعتماد به نفس ، پدرسالاری ، صبر و حتی ظرافت در مقابل این دادگاه ها حاضر شد ، با دادستان بحث نکرد و همچنین اختلاف با قاضی نظامی یا غیرنظامی را دوست نداشت که به آهستگی یا عمدا آن را از لغات غنی سیاسی خود حذف کند. که استدلال وی گزارش یا ارزیابی شد. استدلالی علیه رقیبش بدون آنکه موجب بدرفتاری یا انکار آنچه بدیهی است یا آنچه در مورد انجام امور کشورش ، دولت و سرنوشت آن می اندیشد ، شود.

در طول این جلسات ، او هرگز به چیزی که هیچ ارتباط مستقیمی با موریتانی نداشت ، پرداخت ، علی رغم وابستگی آشکارش به یک جریان سیاسی که معتقد بود نگرانی های عرب مشترک است و به اشتباه یا به درستی معتقد بود که موریتانی بخشی از کامل در رنج ها و لذت های آنها!

در طی محاکمه او در پایان سال 1983 و در آن زمان من وکیل دادگستری در ابتدای آموزش او بودم ، یکی از همرزمان وی خط دفاعی خود را از خط مقدم تصویب کرد ، زیرا تصمیم گرفت بر وجود فاصله قراردادی بین او و آغوش او از ادبیات حزب بعث به عنوان یک کل و دیدگاه او درباره وجود و به همین ترتیب ذکر شد – لزوما. – کسی که به پرونده دادگاه رسیدگی نمی کند و باید بی گناه باشد. هنگامی که در هنگام درگیری از مرحوم در دادگاه س wasال شد ، وی با کمال آرامش و مهربانی پاسخ داد: “من قبلاً نظر او درباره شخص دیگری را می دانم ، اما فکر کردم او را در برابر ما حساب کردند.”

پس از یازده سال محکوم کردن به کار سخت (وی در سال 1985 پس از صدور حکم آقای معاویه از بخشش بهره مند می شود) ، در حالی که همدم و دوست نزدیک او دوال اولد الشین به پنج سال محکوم شد سالها زندان با یک مجازات تعلیقی – تمایزی که وی را در معرض مجازات قرار می دهد ، اعتراض کرد. او با زور و اخلاص علناً گفت: “این یک ظلم آشکار است! محمد از او خوشحال می شود ، او کاری نکرده جز آنچه من با او کرده ام ، ما باید مجازاتش را برابر کنیم.” او با خونسردی پاسخ داد: “مهم نیست ، داوالی ، موریتانی ما را در هر کجا که باشد زندانی کرده است ، چه کسی از ما سخت کوشی است و چه کسی که به حبس تعلیقی محکوم شده است.”

در جای دیگر ، من به همراه وی مرحوم گالی اولد عبدالحمید ، رئیس اتحادیه حقوق بشر موریتانی ، به ملاقات او رفتم ، به این معنی که محمد برای دومین بار در پادگان الجریدا در حومه شمالی نواکشوت دستگیر شد. ای استاد ، آیا بخشی از حاکم نیست که از ذکر جزئیات آنچه شخصاً در معرض او قرار گرفته است امتناع ورزد ، تا با حفظ کرامت خود و ارزش ندادن به جلادانش ، با ذکر اعمال شنیع آنها ، در عین حال مسئولیت کل رژیم.

در ایستگاه سوم ، او را به اتهامات سیاسی ، مطابق معمول ، پس از پیشی گرفتن از دادگاه های نظامی ، محرومیت از اعتبار قضایی ، خارج از هماهنگی با شرایط بین المللی و جستجوی گزینه ای دیگر ، به دادگاه مدنی نواكوت آوردند. بنابراین ، دو ادبیات موروثی به روش های مختلف سعی در ورود به سالن دادگاه برای حمایت و همدردی با مرحوم محمد یحدی دارند و آنها غول هنرهای موروثی فقید اولد المیدا و استاد محمد اولد سید ابراهیم هستند.

من صحنه را مورد تأمل قرار داده و از سخاوت ، سخاوت و وفاداری آنها نسبت به مردی که رژیم حاکم او را مخالف سرسخت خود می داند ، قدردانی کردم ، در حالی که از آینده نگری ، وسعت و ارتباط او با واقعیت قدردانی می شد ، که به او امکان می داد ادراک ایدئولوژی را که با مدرنیته فوق العاده مشخص می شود ، ترکیب کند. و نگرانی از نگرانی های اعراب به طور کلی و توسعه کار آنها فراتر از مرزهای کار ما. ایجاد رابطه نزدیک با دو مردی که نماینده هر یک از دغدغه های خاص خود هستند ، یک فرد برجسته و سنتی که ریشه در کشور ما دارد.

او و دوستش داوالی سرانجام صبح وقتی که آمریکایی ها مرحوم صدام حسین را دستگیر کردند ، در حالی که در زندان بلا بلکاسر بودند ، با او ملاقات کردند. او و همراه زندان خود این حادثه را با نمادی از تحقیر و ضعف اعراب ، فقط یک روز از یک جنگ طولانی و بی امان دیدند ، جنگی مناقشه برانگیز که در صورت ادامه جنگ ، تیم آنها برنده خواهد شد.

در مورد من ، من همچنان درگیر تهیه پرونده ای هستم كه یكی از اقوام محمد یحدی اولد ، آبرید اللیل ، برای چهارمین بار به اتهامات مربوط به عقاید سیاسی و عقاید عقلی وی در دادگاه حاضر خواهد شد.

[ad_2]

دیدگاهتان را بنویسید